آنانازی مینویسه واسه سجاد
اینجا وبلاگ تو ِ
اما هیچوقت ننوشتی
وقتی اینجا حذف شد دلم سوخت
میدونم از اینجا خوشت نمیاد
اما این وبلاگ تنها آدرسی بود که من تونستم پیــدات کنم
اگه این وبلاگو ندیده بودم و نخونده بودم
شاید تا به امروز هم همدیگرو دوباره پیدا نمیکردیم
نمیدونم از این قضیه خوشحالی یا ناراحت...
اما میدونم از اینجا خاطره خوشی نداری و زیاد دوسش نداری
میدونی سجاد من برعکس تو عاشق این وبلاگ بودم
با همه ی پستهای که داشت اشک ریختم.دلم لرزیده
و نوشتهای این وبلاگ باعث شد تورو ببخشم.اما تو زود فراموش کردی.زود یادت رفت
از روزی که اینجارو پیدا کردم 5سال گذشته...
الان مثه اونوقتها دوسم نداری.منو نمیبینی.دلت نمیخواد با من باشی
کارای که میکنی....
بهتره دیگه هیچی نگم.بهت نمیگم اینجارو آپ کردم.شاید یه روزی یادت بیوفته یه وبلاگ داشتی
که توش واسه آنانازی مینوشتی...شاید یادت بیوفته یه روز چقدر عاشق آنانازی بودی...
یه روزی با همه ی غرور و خوشحالی این عکسو تو همین وب گذاشتی
و نوشتی این عکسو آنانازی درست کرده...چقد زود گذشت و زود همه چی فراموشت شد...

